اولین مرواریدت درخشید عزیزم
طه داره یه دندون قند می خوره از قندون
فرشته ای مهربون براش آورده دندون
الهی مامان قربونت بشه عزیزم در تاریخ 91/9/22 یعنی 5 ماه و 10 روزگیت مروارید قشنگت از توی صدف درآمد و شروع به درخشیدن کرد وای نمی تونم خوشحالیم رو توصیف کنم اینقدر ذوق کردم و دندون محمد طه رو نگا می کنم که نگو و نپرس ههههههههه
اولین بار مامان زهره مرواریدت رو دید البته خودم قبلش دیده بودم ولی شک داشتم. زود به بابا زنگ زدم و گفتم که ستاره زندگیمون دندون درآورده بابا هم خیلی خوشحال شد. همون شب به افتخار دندون شما مامان بزرگ و بابابزرگ خونه ی خاله به ما به عنوان شیرینی شام دادن که خیلی هم خوش گذشت راستی برگزاری جشن هم موکول شد به بعد از محرم و صفر. روز پنج شنبه هم تاریخ 23/9/23هم آش دندونی پختیم که خاله و دایی و مامانی و مامان زهره هم بودن و کمک کردن؛ به عزیز جون و عمه جون هم چون راهشون دور بودزنگ زدیم (خود شما این کارو کردی) که کلی هم خوشحال شدن.
خدای من شکرت که محمد طه ی من با اینکه خیلی اذیت شد و درد داشت حالا یه کمی راحت شده به خاطر همه محبتهات سپاسگذارم.


شما و بابایی

شما دایی


اینم کادوی دایی به شما



اولین مرواریدت درخشید عزیزم
